عرض به خدمت شوما که الان چند ماهی میشه که این تریبون لاتلند بدجوری مابین خطوط قرمز گیر کرده و به هر طرفی که متمایل میشه زرتی پاش میره روی خطوط قرمز و صدای آژیر خطر بلند میشه و این صوبتها
تازه اگه قضیه همینجوری باشه بالاخره باز هم میشه باهاش کنار اومد ولی لاکردار این خطوط قرمز جدیدا خودشون واسه ما پا هم در آوردن و تا غافل میشیم زرتی میان طرف مون و اعصاب معصاب مون رو حسابی خط خطی میکنن و بقول معروف ما رو تحت محاصره و زیر سلطه خودشون قرار میدن و از این صوبتها
مثلا همین دکتر عباس پارتیزان چند شب پیش توی جلسه ستاد لاتها نشسته بودن و داشتن نظریه صادر میکردن که یه دفعه زرتی خطوط قرمز به مخ ایشون حمله کردن و صوبتها و نظریات ایشون همینجوری بصورت لنگ در هوا و نیمه کاره باقی موندن و الان هم که ما با داریم با شوما صوبت می کنیم روی مخ ایشون سه تا قرمز ناجور ثبت شده و باور بفرمایید که این خطوط قرمز هزار برابر از خط چاقو و قمه و این صوبتها بدتر و نافرم تر هستن
گرفتید چیچی شد ؟
عرض به خدمت شوما که اون قدیم ندیما که هنوز هوندا 125 اختراع نشده بود اجداد لات ما به جای هوندا سواری ، خر سواری میکردن و در مکتوبات و خاطراتی که از اونها باقی مونده علاوه بر گزارشاتی در باب مسائل و رسوم قبیله ای از جمله نامزد بازی و این صوبتها (!) ، در مورد رفتار و کردار خر نیز روایتهای زیادی نقل شده که بعضا بسیار آموزنده هم هستن و جا داره که این روایات رو در رده اسناد طبقه شدی تاریخی پیرامون مبحث رفتار شناسی اجتماعی ثبت و ضبط کنیم تا مورد استفاده آیندگان قرار بگیره و این صوبتها .
بعله و اما بر اساس اسناد موجود در آرشیو خاطرات خر سواری گذشتگان و بر خلاف تصور عامه مردم که فکر میکنن خر حیوان نادان و ناقص العقلی هست (!) بایس عرض کنیم که اتفاقا خر خیلی هم هوشمند تشریف داره منتهای مراتب به نظر میرسه که این حیوان به عمد و واسه اذیت کردن شخص لاتی که باهاش همدم و همسفر شده و بقول معروف در یه پروسه و روند اجتماعی متقابل قرار گرفته ، خودش رو به نفهمی میزنه و در مواقعی که نبایس رفتار خاصی رو از خودش نشون بده ، درست میاد و همون اعمال و رفتار رو انجام میده !!!
به عنوان نمونه یه خر وقتی داره تنهایی و بصورت منفرد توی یه کوچه راه میره و هیچ کسی هم محلش نمیذاره (!) فاصله خودش رو از دیوارهای جانبی معبر به نحو مطلوب تنظیم میکنه و تقریبا از وسط کوچه مسیر خودش رو در کمال معقولیت طی می کنه ولی به محض اینکه یه شخص لات بر حسب وظیفه طبیعی خودش میاد و سوار خر میشه و کنشهای اجتماعی بین انسان و خر شروع میشه ، این حیوان نانجیب و بی مرام که تا حالا داشت از وسط کوچه مثل آدم راه میرفت ، میاد کنار کوچه و به فاصله کمی از دیوار های معبر طی مسیر می کنه که چی ؟ که خب معلومه دیگه ، پای شخصی رو که سوارش شده رو به دیوار بکشه و خراش بده !
و درست همینجاست که فرضیه نسبیت خر و انسان _ خر در اجتماعات بشری مطرح میشه !
خب وجدانا آخه واسه چی وقتی یه آدم می بینه و میدونه که طرف خر تشریف داره باز هم میره طرفش ؟!
مثلا پیش خودش میخواد روی خر تاثیر مثبت بذاره و یا وظیفه ش رو انجام بده ؟! خب همینجوری آدم خر میشه دیگه ! تازه روی حساب خر بازی طرف پا ش که هیچی ، روح ش هم این وسط خراش پیدا میکنه و زخمی میشه و حالا بیا و درستش کن چون صافکاری و ماله کشی روح که شوخی بردار نیست !
اصلا شوما فرض کنید یکی بره سوار خر بشه و خر یه دفعه تصمیم بگیره با سرعت نور حرکت کنه خب اون موقع تکلیف شخص راکب چی میشه ؟
خب مطمئنا خر سوار دود میشه و میره هوا و خر هم توسط گشت نامحسوس اتوبان دستگیر میشه و میره زندان اوین و یه سری روشنفکر هم این وسط مجبور میشن واسه رهایی خری که با سرعت نور حرکت کرده و راکبش رو دود کرده و فرستاده هوا ، پتیشن درست کنن و امضا جمع کنن و مثلا بگن خر ناچار بوده با سرعت نور حرکت کنه و از این صوبتها !!!
گرفتید چیچی شد ؟؟؟
درضمن اگرهم نگرفتید چیچی شد هیچ مسئولیتی متوجه تریبون لاتلند نیست چرا که مبحث رو بیش از این نمیشه شکافت ...
پس فعلا عزت زیاد